اشعار ناب پارسی

يكشنبه, ۲۶ ارديبهشت ۱۳۹۵، ۰۸:۳۵ ق.ظ

ای بی وفا (فاضل نظری)

ای بی وفای سنگدل قدرناشناس!
از من همین که دست کشیدی تو را سپاس

با من که آسمان تو بودم روا نبود
چون ابر هر دقیقه درآیی به یک لباس

آیینه ای به دست تو دادم که بنگری
خود را در این جهان پر از حیرت و هراس

پنداشتی مجسمه سنگ و یخ یکی است؟
کو آفتاب تا بشوی فارغ از قیاس

دنیا دو روز بیش نبود و عجب گذشت!
روزی به امر کردن و روزی به التماس

مگذار ما هم ای دل بی زار و بی قرار
چون خلق بی ملاحظه باشیم و بی حواس




نوشته شده توسط یاسر
ساخت وبلاگ در بلاگ بیان، رسانه متخصصان و اهل قلم
اشعار ناب پارسی
آخرین مطالب

ای بی وفا (فاضل نظری)

يكشنبه, ۲۶ ارديبهشت ۱۳۹۵، ۰۸:۳۵ ق.ظ

ای بی وفای سنگدل قدرناشناس!
از من همین که دست کشیدی تو را سپاس

با من که آسمان تو بودم روا نبود
چون ابر هر دقیقه درآیی به یک لباس

آیینه ای به دست تو دادم که بنگری
خود را در این جهان پر از حیرت و هراس

پنداشتی مجسمه سنگ و یخ یکی است؟
کو آفتاب تا بشوی فارغ از قیاس

دنیا دو روز بیش نبود و عجب گذشت!
روزی به امر کردن و روزی به التماس

مگذار ما هم ای دل بی زار و بی قرار
چون خلق بی ملاحظه باشیم و بی حواس


موافقین ۱ مخالفین ۰ ۹۵/۰۲/۲۶
یاسر

نظرات  (۱)

این شعر در چه کتابى هست؟!
پاسخ:
اثر جدید فاضل نظری به نام "کتاب"

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی